البته داستان «هر دانش آموز یک تبلت» ادامه ماجرای «هوشمندسازی مدارس» است که از سال 1390به طور جدی مطرح شد و وزیر آموزش و پرورش اصرار دارد تا پایان برنامه پنجم توسعه، صددرصد مدارس کشور هوشمند شوند. چنانکه چندی پیش آقای وزیر، از هوشمندسازی 33 هزار مدرسه در کشور خبر داد. اما باید دید در حال حاضر رؤیای هوشمندسازی مدارس تا چه حد به واقعیتهای نظام آموزشی ما نزدیک است؟
تغییراتی که توجیهی ندارد
بهاره جهانیپور، مادر دو دانشآموز میگوید: سال گذشته برای هوشمندسازی مدرسه فرزندم که پایه سوم راهنمایی بود 50 هزار تومان درخواست کردند اما از آنجا که والدین معتقد بودند چون محصلان این پایه فقط یک سال در مدرسه هستند رغبتی برای هوشمندسازی نشان ندادند اما در سال جاری نیز برای فرزند دیگرم که کلاس اول ابتدایی است 70 هزار تومان برای هوشمندسازی مدرسه خواستند و من نمیدانم یک بچه کلاس اول ابتدایی چه ضرورتی برای هوشمندسازی دارد. به نظرم دانشآموز باید در پایه اول و دوم ابتدایی مفاهیم زیربنایی آموزشی را فرابگیرد، بعد دانش و فناوری نوین و سایر اطلاعات را به وی آموزش بدهند.
کاوه- الف 39 ساله که فرزندی محصل دارد، میگوید: نظام آموزشی کشور همان سیستم 40 سال پیش است. با جایگزینی ماژیک به جای گچ و وایتبرد بجای تخته سیاه هم تغییری در آن صورت نمیگیرد.
نگاه از بالا به پایین
بسیاری با ضرورت هوشمندسازی موثر و علمی در نظام آموزشی موافق هستند. اما روند هوشمندسازی مدارس ما تا چه حد قابل قبول است؟
محمد رضاپور شجاعی با تاکید بر اینکه هوشمندسازی مدارس رویدادی مثبت و قابل تامل است میگوید: فناوری به جامعه و نظام آموزشی ما راه یافته و ما نمیتوانیم تاثیر آن را نادیده بگیریم. اما هوشمندسازی و بهرهمندی از فناوریهای نوین در نظام آموزشی درجات مختلفی دارد و به نظرم آنچه امروز در مدارس و در قالب استفاده از یک رایانه و اسمارت برد میبینیم، سطح سه و چهاری از این هوشمندسازی است.
وی که 14 سال سابقه تدریس دارد، میافزاید: در حال حاضر بیشتر دانشآموزان در خانه خود به رایانه دسترسی دارند و حتی بسیاری از آنها در دانش و مهارت از معلم خود پیشی میگیرند. بنابراین اگر قرار است مدارس ما هوشمندسازی شود باید علاوه بر سخت افزارها؛ نرم افزارها و سطح دانش و مهارت معلمان نیز افزایش پیدا کند.
مرضیه کهندل، کارشناس ارشد تکنولوژی آموزشی نیز در این باره به خبرنگار ما میگوید: بحث هوشمندسازی مدارس از ابتدا با یک نگاه مدیریتی انجام شد. در واقع در پی مقایسههای تطبیقی نظام آموزشی کشور با سایر نظامهای آموزشی، مشورهای دیگر مطرح شد. متولیان آموزشی کشور با مشاهده رشد تکنولوژی آموزشی در دیگر کشورها همانند مالزی، تصور میکردند با تاکید بر سخت افزارها میتوانند زمینه رشد تکنولوژی آموزشی را در کشور فراهم کنند و به هوشمندسازی بپردازند بدون آنکه مقدمات نرمافزاری آن مثل آموزش معلمان و یا بررسی و مشاوره برای رفع نواقص صورت بگیرد. این طرح به اجرا در آمد تا در مسیر اجرا کاستیها شناخته شده و بعد رفع گردد. ورود تبلت به مدارس نیز با همین نگاه سخت افزارانه صورت میگیرد. درحالی که اجرای برنامه «هردانش آموز یک لپ تاپ» که چند سالی است از سوی نهادهای بین المللی برای دانشآموزان کشورهای جهان سوم در آفریقا و آسیا انجام میشود با نگاهی بر تاکید بر آموزش مجازی و از راه دور است. چراکه بسیاری از محصلان این کشورها به دلیل ناامنی و کشمکشها قادر به استفاده از کلاسهای حضوری نیستند.
نیاز به نرمافزار در کنار سختافزار
وی که بیش از 12 سال سابقه تدریس دارد با تاکید بر اینکه، اهداف آموزشی و پرورشی ما همین دیجیتالی شدن است میافزاید: درحالی در آموزش کشور تاکید بر سخت افزارها میشود که در دانش تعلیم و تربیت، تکنولوژی هدف نیست بلکه ابزاری است برای رسیدن به هدف که همان آموزش و پرورش است. برای مثال ما سعی میکنیم در کلاس ریاضی، محتوای درسی را با دیتا پروژکتور آموزش دهیم. در واقع محتوای آموزشی با جلوههای بصری و با صرفه جویی به دانشآموزان منتقل میشود. ولی این ابزارها چه تاثیری بر هنر معلم دارد؟ درحالی که اگر وقتی این ابزار وارد مدارس میشود یکسری هنرها و الزامهای خاص خود را میطلبد که شاید معلم سنتی ما واجد این شرایط و دانش نباشد.
این کارشناس تعلیم و تربیت میگوید: هوشمندسازی با چنین شرایطی که تاکنون شاهد اجرای آن بودیم در تمام مدارس قابل اجرا نیست. در واقع در مدارسی که هنوز مشکل وسایل گرمایشی، پرداخت قبوض مدارس و حتی مشکل تکثیر برگههای معمولی دانشآموزان و کمبودهای دیگری مشاهد میشود نمیتوان در اولویت هوشمندسازی قرار داد. بنابراین کار باید از مدارس برخوردار شروع شود اما از آنجا که سرانه مدارس تفاوت چندانی با هم نمیکند و بودجه مدارس برای هوشمندسازی کافی نیست باید برای رسیدن به این هدف والدین را وادار به مشارکت کرد که گاه این مساله مورد اقبال والدین قرار نمیگیرد.
علی عباسپور، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس هشتم نیز با اشاره به اینکه هوشمندسازی به معنای این نیست که فقط یک رایانه بگذاریم یا با پاورپوینت مطلبی را ارائه بدهیم به خبرنگار ما میگوید: مدرسهای را میتوان هوشمند دانست که معلم، خود در این زمینه به طور کامل آموزش دیده باشد و دروس بر اساس سیستم مجازی آماده شده و محتوای آموزشی آن نیز فراهم شود. به این ترتیب با بهرهمندی از این ابزارها میتوان به پرورش استعداد و کنجکاوی و روحیه پژوهشگری و تفکرمحوری دانشآموز کمک کرد و این همان مقولهای است که در سند تحول بنیادین نظام آموزش و پرورش بر آن تاکید شده است. همچنین با اجرای موثر هوشمندسازی دانش محصلان، پایه به پایه رشد پیدا میکند.
سرمایهای که تلف میشود
مرد میگوید: این هوشمندسازی فقط بازاری است که چند شرکت برای ورود تجهیزات سخت افزاری فعال شوند. زن میگوید: اینها برنامههای فرمایشی است. ژستی است تا بگویند کاری میکنیم. دختر من مدرسه غیرانتفاعی میرود اما یک توپ والیبال ندارند، آزمایشگاه ندارند...
با وجود این همه مشکل در نظام آموزشی، هوشمندسازی تا چه حد اولویت دارد؟
پور شجاعی میگوید: به نظرم هوشمندسازی موثر و برنامهریزی شده از نان شب هم برای نظام آموزشی ما واجبتر است. البته باید تاکید داشت که هوشمندسازی گام به گام صورت گیرد و نباید شتاب زده انجام شود. همچنین زیر ساختهای اجرای آن را از معلم کارآزموده تا اعتبارات کافی باید در نظر بگیرند.
دکتر عباسپور میگوید: اگر مدارس به طور علمی هوشمند شود در روند آموزش تحولات چشمگیری صورت میگیرد. برای نمونه درحال حاضر بسیاری از نرمافزارها وجود دارد که دانش فیزیک را از سادهترین مفاهیم تا سطوح پیچیده آموزش میدهند و دانشآموز میتواند بدون حضور در آزمایشگاه مجهز یا صرف هزینههای گزاف برای تجهیز مدارس، دانش بیشتر و قابل فهم را کسب کند. وی تاکید میکند: اوایل سال جاری در نشستی که با هیاتی از یونسکو داشتیم برخی از افراد این هیات با اظهار ناخشنودی از عدم استفاده از کمکهای فناوری سازمانهای بینالمللی در کشورهای جهان سوم میگفتند: در بازدید از این کشورها شاهد بودیم برخی ابزارها مانند رایانه بدون استفاده، زیر خاک مانده بودند. در کشور ما نیز اگر با برنامهریزی به هوشمندسازی مدارس نپردازیم در بسیاری از مدارس این ابزارها همین سرنوشت را خواهند داشت و هزینههای کلان جامعه، بیثمر تلف میشود.




نظر شما